جشنواره جهانی فیلم فجر در حالی رو به پایان است، که کاخ جشنواره ای وجود ندارد! گاهی پردیس ملت و گاهی چارسو یا فلسطین! در حالیکه شهرک های سینمایی بزرگی بلا استفاده مانده است. شهرک سینمایی غزالی در جاده کرج، و شهرک سینمایی دفاع مقدس در جاده قم. سازمان سینمایی می تواند یک طرح بزرگ، مانند بازار بزرگ چیتگر یا براساس طرحی از: اسکار هالیوود، یک کاخ بزرگ جشنواره برای سال دیگر برپا کند. حداقل 20سالن سینما 10سالن اجتماعات لازم دارد. برای مهمانان خارجی هتل با همه امکانات، و برای مهمانان داخلی پارکینگ و رستوران، و برای هردو بازار مکاره. ساختمان اداری و فنی هم، برحسب نیاز و پیشنهاد سازمان سینمایی، به کار فرمایی خانه سینما و اجرای شهرداری به سرعت تمام می شود. در این کاخ کسانی خواهند آمد که: یک ویژگی داشته باشند: قبول قانون اساسی جمهوری اسلامی! بنابر این عده ای تصور نکنند که: شهرداری به قانون اساسی پایبند نیست! و اجازه می دهد هنجار شکنی ها و عقده گشایی ها، به خرج دولت انجام شود. طبیعی است اگر از آمریکا سینماگران: ضد رژیم دعوت می شود از ایران، باید سینماگران طرفدار رژِم دعوت شوند. والا همه خط مشی های جمهوری اسلامی، زیر پا می رود! زیرا سینماگران جهان دعوت می شوند تا به جمهوری اسلامی بیایند، و اگر وقتی آمد و دیدند همه کارگردانهای ایرانی، کاسه لیس ترامپ هستند، یا دنبال ایجاد فساد و فحشا و ازارجنسی می باشند، در اسلامی بودن جمهوری شک میکنند! از غرب بریده و از ایران هم بریده شده، سرگردان می ماند که حق باکیست؟ حسرت به دلی کسانی که از طرف: جشنواره با رادیو گفتگو صحبت می کردند، گاهی آدم را متاسف می کرد که: چرا جمهوری اسلامی حقوق به کسانی می دهد، تا بیایند در رادیوی رسمی جمهوری اسلامی، اخلاق و حجاب را زیر سوال ببرند؟ بگویند جشنواره باید با دید بازتر برخورد کند! یعنی فساد و فحشا را، دوباره وارد سینما کنند. چنانچه از فیلمهای ایرانی جشنواره، بر می اید: همگی دنبال رقض و آواز و سیگار کشیدن بودند! در حالیکه هیچیک از فیلمهای خارجی، این دوعنصر را نداشتند. البته این موضوع فقط به: سینماگران بر نمی گردد! حتی استاد دانشگاه امام صادق هم، از این قاعده کنار نیست! وقتی سخنان گوهری را در رادیو می شنوی، واقعا تاسف می خوری که پول عربستان، در دانشگاه امام صادق هم حرف اول را می زند. با اینکه رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کرده که: این آخرین نفس های آمریکا ست و: زور دیگری ندارند. او می گوید این فکر اشتباه است، و ما را به تحلیل نادرست می رساند! وی قدرت ایران هیچ می داند، گرایش به شرق آمریکا را، به سوی چین می کشاند! حتی برخی تحلیلگران می گفتند: دولت باید به سینما کمک های زیادی کند ولی: نظارتی بر خرج آن نداشته باشد! میلیاردها ریال عیدی، به خانه سینما داده شد، ولی تقسیم درستی نشد و: صدای هنرمندان در آمد. اگر دولت نظارت کند، باید از او گله کرد! ولی وقتی جلوی نظارت او را می گیرند، باز هم تقصیرات را به گردن دولت می اندازند! می گویند دولت نباید به سینماگر دستور دهد، باید دست او را باز بگذارد، تا هر غلطی می خواهد بکند! جایزه بهترین کار گردانی به آقای سروش می دهند، که توانسته آوازه خوانی زن، و رقصیدن مردها را، علیرغم فتوای حرام رهبری و مراجع، در فیلم خود جا دهد! در حالیکه داریوش ار جمند در فیلم پرده آخر می گوید: چه فرقی است بین سربازی که: از جنگ فرار می کند، با بازیگری که از صحنه فرار می کند. آیا هنوز جمهوری اسلامی حق ندارد: عناصر نفوذی و فراری را مجازات کند؟ یا حداقل جلوی ضربه زدن بیشتر: انها را بگیرد.